Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ عضمزه

تلفظ بین المللی : /aːzmˈazeː/ تلفظ :‌ [a:zm'aze:]
لغت نامه دهخدا
  • عضمجه
  • عضمز
  • عکمزه
  • رب العزه
  • صلاه العتمه
  • عامره
  • عامله
  • عامه
  • عامه پسند
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

عضمزة. [ ع َ ض َم ْ م َ زَ ] (ع ص ، اِ) تأنیت عضمز. (ازاقرب الموارد). رجوع به عضمز شود. || زن زفت گنده پیر سطبر. (منتهی الارب ). عجوز. (اقرب الموارد). || درشت کج دهن . || زن نیک زیرک زشت رخسار. || و زن ناکس کوتاه بالا. (منتهی الارب ). || زن درشت «لحی » و داهیه ، و گویند زن زشت روی و لئیم و کوتاه . (از اقرب الموارد).

( عضمزة ) عضمزة. [ ع َ ض َم ْ م َ زَ ] ...

کلمات مرتبط

  • عضمجه
  • عضمز
  • عکمزه
  • رب العزه
  • صلاه العتمه
  • عامره
  • عامله
  • عامه
  • عامه پسند
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات