Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : عضاده

تلفظ بین المللی : /aːzˈɑdeː/ تلفظ :‌ [a:z'Ade:]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسی
  • ذات عاده مستقره
  • عباده
  • عراده
  • عراده انداز
  • عضاهه
  • عضاهی
  • عماده
  • عماده ده
  • عهاده
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

عضادة. [ ع ُ دَ ] (ع ص ) امراءة عضادة؛ زن زشت و درشت بازو. (منتهی الارب ). و رجوع به عُضاد شود.

عضادة. [ ع ِ دَ ](ع اِ) عضادة الشی ٔ؛ جانب آن چیز. (منتهی الارب ). عضادةالطریق ؛ جانب راه . (از اقرب الموارد). || بازوی در. (دهار). هر یک از دو چوب که در دو جانب در نصب کنند. بازوی در. (فرهنگ فارسی معین ). و رجوع به عضادتان و عضادتین شود. ج ، عضادات . (دهار). ||...

فرهنگ عمید

۱. یارویاور، معاون.
۲. جانب، ناحیه.
۳. کنار راه.
۴. هریک از دو طرف چهارچوب در.
۵. (نجوم ) خط کش فلزی با لوحۀ درجه دار که برای اندازه گیری زوایا به کار می رود.

فرهنگ معین

(عِ دَ یا دِ ) [ ع . عضاده ] (اِ. ) ۱ - جانب هر چیز. ۲ - ناحیه . ۳ - هر یک از دو چوب که در دو جانب در نصب کنند. ۴ - معاون ، یاور. ۵ - قطعه ای است مستطیلی که بر پشت اسطرلاب الصاق شده و آن را به جهت احکام به گردش درآورند. ۵ - خط کشی است از چوب یا فنر که می ت
(عِ دَ یا دِ) [ ع . عضاده ] (اِ.) 1 - جانب هر چیز. 2 - ناحیه . 3 - هر یک از دو چوب که در دو جانب در نصب کنند. 4 - ...

دانشنامه آزاد فارسی

عِضادهاسطرلاب مسطح برنجی، ساخت استاد کمال اشرف زاده اصفهانی۱. در اسطرلاب، نوعی خط کش مستطیل شکل واقع در پشت صفحۀ اسطرلاب که حول محوری دَوَران می کند و با تنظیم آن، ارتفاع اجسام آسمانی همچون خورشید، ماه، سیاره ها، و ستارگان را می توان اندازه گرفت. ۲. در هندسۀ قدیم، وسیله ای برای اندازه گیری زاویه، شامل دو قطعۀ خط کش مانند که همچون دو زبانۀ پرگار می توان آن ها را طوری از هم باز و بسته کرد که یکی از ...

فرهنگ فارسی

۱ - جانب هر چیز . ۲ - ناحیه . ۳ - هر یک از دو چوب که در دو جانب در نصب کنند بازوی در . ۴ - معاون یار یاور . ۵ - قطعه ایست مستطیل ملصق بر پشت اسطرلاب که آن را به جهت احکام به گردش در آورند . ۶ - خط کشی است از چوب یا فنری که می توان دور یکی از نقاط خود بچرخند و قطعه دیگر آن در حول صفحه مدرجی دوران کند و آن برای اندازه گیری زوایا به کار می رود توضیح آلیداد را اروپاییان از العضاه گرفتهاند .امراه عضاده...

کلمات مرتبط

  • ذات عاده مستقره
  • عباده
  • عراده
  • عراده انداز
  • عضاهه
  • عضاهی
  • عماده
  • عماده ده
  • عهاده
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات