Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : عصیر

تلفظ بین المللی : /ˈaːsir/ تلفظ :‌ ['a:siR]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیمترادف و متضاددانشنامه اسلامی
  • عصیر الدب
  • عصیر عنبی
  • استان عصیر
  • رساله فی العصیر العنبى
  • رساله فی العصیر العنبی
  • عصیره
  • عصیرالدب
  • افتخاری علیرضا
  • امام عصر
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیمترادف و متضاددانشنامه اسلامی

لغت نامه دهخدا

عصیر. [ع َ ] ( ع ص ) شلپیده. ( منتهی الارب ). معصور و فشرده شده. ( از اقرب الموارد ). || ( اِ ) آنچه که به فشاردن بیرون آید از آب و مایع و نحو آن. ( منتهی الارب ). آنچه به فشاردن و عَصر بیرون آید. ( از اقرب الموارد ). شیره. ( دستور اللغة ) ( نصاب ). شیره انگور و جزآن. ( دهار ) ( از غیاث اللغات ). آب افشرده از نباتات که منجمد نشده باشد. ( مخزن الادویة ). افشره. فشرده.- عصیر امعاء ؛ عصیر روده. عصیر ...

فرهنگ عمید

۱. شیره و چکیدۀ چیزی.
۲. شراب.
⟨ عصیر معده: (زیست‌شناسی) مایعی بی‌رنگ و لزج که از پردۀ مخاطی داخل معده ترشح می‌شود؛ شیرۀ معدی؛ شیرۀ معده؛ رطوبت معده.

۱. شیره و چکیدۀ چیزی.
۲. شراب.
* عصیر معده: (زیست شناسی ) مایعی بی رنگ و لزج که از پردۀ مخاطی داخل معده ترشح می شود، شیرۀ معدی، شیرۀ معده، رطوبت معده.

فرهنگ معین

(عَ ) [ ع . ] (اِ. ) شیره و چکیدة چیزی .

فرهنگ فارسی

شیره وچکیده چیزی، آب انگوریامیوه دیگرکه بافشارگرفته شود( اسم ) ۱ - هر شیره ای که از فشاردن چیزی به دست آید . ۲ - شیره انگور فشرده انگور . ۳ - شراب انگوری . یا عصیر روده . مخلوطی است از تراوش های غده های روده . این غده ها عبارتند از : غده های برونر و غده های لیبر کون و سلول های مخاطی اپی تلیوم روده . غده های خوشه یی برونر فقط در اثنا عشر موجودند ولی غده های لوله یی لبیرکون تمام سطح مخاط روده باریک ...

مترادف و متضاد

آب، افشره، شیره، عصاره، فشرده

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] آب انگور را عصیر می گویند.عصیر در لغت به معنای افشره؛ یعنی مایعی که از فشار دادن میوه های آبدار، مانند انگور، انار، خربزه و هندوانه به دست می آید، آمده است؛ از این رو، بر مایع به دست آمده از اجسام سختی که ترش یا شیرین اند، مانند کشمش، خرما و زرشک که شیرینی یا ترشی آن ها بر اثر خیساندن یا مالیدن در آب و یا افزودن آب و بر آتش نهادن و جوشیدن به دست می آید، عصیر اطلاق نمی شود؛ بلکه به آن «ن...

کلمات مرتبط

  • عصیر الدب
  • عصیر عنبی
  • استان عصیر
  • رساله فی العصیر العنبى
  • رساله فی العصیر العنبی
  • عصیره
  • عصیرالدب
  • افتخاری علیرضا
  • امام عصر
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات