Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ عصاکش

تلفظ بین المللی : /aːsˈɑkaʃ/ تلفظ :‌ [a:s'AkaS]
لغت نامه دهخدا
  • کوری ببین که عصاکش کور دگر است
  • کوری عصاکش کور دگر
  • عصاکشی
  • عصاشمشیر
  • عصاشکل
  • عصاک
  • روز عاشورا
  • اورلاندوی عاشق
  • زیارت عاشورا
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

عصاکش. [ ع َ ک َ / ک ِ ] ( نف مرکب ) عصاکشنده. آنکه با گرفتن عصای نابینا او را راهبری کند. ( از آنندراج ). امیر. ( از منتهی الارب ) : زآنکه بینائی که نورش بازغ است ازعصا و از عصاکش فارغ است.مولوی.در عصای حزم و استدلال نیست بی عصاکش بر سر هر ره مایست.مولوی.کوری نمیرود به عصاکش برون ز چشم خود خوب شو چه در پی خوبان فتاده ای ؟صائب ( از آنندراج ).آن عصاکش که گزیدی در سفربازبین کو هست از تو کورتر.مولوی....

کلمات مرتبط

  • کوری ببین که عصاکش کور دگر است
  • کوری عصاکش کور دگر
  • عصاکشی
  • عصاشمشیر
  • عصاشکل
  • عصاک
  • روز عاشورا
  • اورلاندوی عاشق
  • زیارت عاشورا
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات