معانی کلمه : عشرات
لغت نامه دهخدا
عشرات . [ ع ُ ش َ ] (ع اِ) ج ِ عُشَرة. (از اقرب الموارد) (از منتهی الارب ). رجوع به عشرة شود.
فرهنگ عمید
۱. = عشره
۲. مرتبۀ بعد از آحاد، از ده تا نود، دهگان.
۲. مرتبۀ بعد از آحاد، از ده تا نود، دهگان.
فرهنگ فارسی
جمع عشرهدراصطلاح حساب:مرتبه بعداز آحاد، ازده تانود، دهگان
( اسم ) جمع عشره مرتبه بعد از آحاد ( در اعداد ) که از ۱٠ تا ۹۹ را شامل است دهگان .
جمع عشره
( اسم ) جمع عشره مرتبه بعد از آحاد ( در اعداد ) که از ۱٠ تا ۹۹ را شامل است دهگان .
جمع عشره
