Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : عسل حاشا

تلفظ بین المللی : /ˈaːsal hˈɑʃˈɑ/ تلفظ :‌ ['a:sal h'AS'A]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • عسل
  • عسل البلادر
  • عسل الحاج
  • عسل الخلاف
  • عسل الرمث
  • عسل الطبرزد
  • عسل القسب
  • عسل القصب
  • عسل اللبنی
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

عسل حاشا. [ ع َ س َ ل ِ ] ( ترکیب اضافی ، اِ مرکب ) عسلی که زنبور آن بر درخت حاشا نشسته باشد، و از ادویه تریاق اکبر است. و محرورین را مضر است. ( از مخزن الادویة ).

فرهنگ فارسی

عسلی که زنبور آن بر درخت حاشا نشسته باشد و از ادویه تریاق اکبر است و محرورین را مضر است

کلمات مرتبط

  • عسل
  • عسل البلادر
  • عسل الحاج
  • عسل الخلاف
  • عسل الرمث
  • عسل الطبرزد
  • عسل القسب
  • عسل القصب
  • عسل اللبنی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات