Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : عزیز داشت

تلفظ بین المللی : /ˈaːziz dˈɑʃt/ تلفظ :‌ ['a:ziz d'ASt]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • عزیز داشتن
  • عزیزداشت
  • عزیز
  • عزیز الصغیر
  • عزیز النفس
  • عزیز الکبیر
  • عزیز بابدی
  • عزیز خان
  • عزیز خور
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

عزیزداشت. [ ع َ ] ( مص مرکب مرخم ، اِمص مرکب ) عزیز داشتن. گرامی داشتن : گفت تا ایشان را فرودآورند و آنچه عزیزداشت و شرط مراقبت حرمت پادشاه باشد بجای آرند. ( تاریخ طبرستان ). و رجوع به عزیز داشتن و عزیز شود.

فرهنگ فارسی

عزیز داشتن گرامی داشتن

کلمات مرتبط

  • عزیز داشتن
  • عزیزداشت
  • عزیز
  • عزیز الصغیر
  • عزیز النفس
  • عزیز الکبیر
  • عزیز بابدی
  • عزیز خان
  • عزیز خور
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات