معانی کلمه : عزوه
لغت نامه دهخدا
عزوة. [ ع ِزْ وَ] (ع اِمص ) نسبت و دعوی . (منتهی الارب ). اسم است از اعتزاء، و از حیث وزن و معنی چون نسبة و انتساب باشد، چنانکه گویند: هو حَسَن العزوة؛ یعنی او نیکوانتساب است . (از اقرب الموارد). عِزیة. و رجوع به عزیة شود. || صبر و شکیبائی . (از اقرب الموارد).
فرهنگ فارسی
نسبت و دعوی اسم است از اعتزائ و از حیث و زن و معنی چون نسبه و انتساب باشد صبر و شکیبائی
