Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : عزم کردن

تلفظ بین المللی : /ˈaːzm kˈardan/ تلفظ :‌ ['a:zm k'aRdan]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • عزل کردن
  • علم کردن
  • عام کردن
  • قتل عام کردن
  • مجرد و عزب زندگی کردن
  • اوستا علم کردن
  • علم نو کردن
  • قد علم کردن
  • در یاد کردن علم ها از فریضه و سنت در همه سال
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

عزم کردن. [ ع َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) قصد کردن. آهنگ کردن : ز بعد یوسف ایوب صابر آمد بازبدهر بد صدوهفتاد و کرد عزم سفر.ناصرخسرو.گر کردی این عزم کسی را ز تفکرنفرین کندی هر کس بر آزر بتگر.ناصرخسرو.نکند باز رأی صید ملخ نکند شیر عزم زخم شکال.؟ ( از کلیله ودمنه ).همه سر عقلم و چون عزم کنم همه تن جان شوم ان شأاﷲ.خاقانی.چون نیست وجه زر نکنم عزم مکه بازجلباب نیستی به سر و تن درآورم.خاقانی.چون ملکان عزم ش...

فرهنگ فارسی

( مصدر ) قصد کردن آهنگ کردن تصمیم گرفتن .

کلمات مرتبط

  • عزل کردن
  • علم کردن
  • عام کردن
  • قتل عام کردن
  • مجرد و عزب زندگی کردن
  • اوستا علم کردن
  • علم نو کردن
  • قد علم کردن
  • در یاد کردن علم ها از فریضه و سنت در همه سال
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات