معانی کلمه : عزازیل
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
۱. بچه ای که بسیار شیطنت می کند، بچۀ شرور.
۲. [قدیمی] لقب ابلیس، شیطان.
۲. [قدیمی] لقب ابلیس، شیطان.
فرهنگ معین
(عَ ) [ عبر - ع . ] (اِ. ) طبق روایات ، یکی از سه فرشته (هاروت ، ماروت ، عزازیل ) که خدا آنان را به کرة زمین فرستاد تا مانند آدمیان زندگی کنند و از محرمات بپرهیزند والا تنبیه شوند. عزازیل پس از چندی چون دانست که از عهدة این امتحان برآمدن مشکل است اظهار عجز
دانشنامه آزاد فارسی
عَزازیل
در برخی منابع اسلامی، نام شیطان قبل از آن که از فرمان خداوند سرپیچی کند. در تورات نام بز طلیقه (بز بلاگردان) یا نام جنی که این بز را برایش فرستاده اند، است.
در برخی منابع اسلامی، نام شیطان قبل از آن که از فرمان خداوند سرپیچی کند. در تورات نام بز طلیقه (بز بلاگردان) یا نام جنی که این بز را برایش فرستاده اند، است.
wikijoo: عزازیل
فرهنگ فارسی
شیطان ابلیس .
کلمه عبری به معنی عزیزخدا، لقب ابلیس پیش ازرانده شدن که ازجمله مقربان بود، این نام درادبیات فارسی برای شیطان باقیمانده است
معرب از عبری طبق روایات یکی از سه فرشته ( هاروت - ماروت - عزازیل ) است که خدا آنان را بکره زمین فرستاد تا مانند آدمیان زندگی کنند و از محرمات بپرهیزند و الاتنبیه شوند از نامهای قدیمی شیطان
کلمه عبری به معنی عزیزخدا، لقب ابلیس پیش ازرانده شدن که ازجمله مقربان بود، این نام درادبیات فارسی برای شیطان باقیمانده است
معرب از عبری طبق روایات یکی از سه فرشته ( هاروت - ماروت - عزازیل ) است که خدا آنان را بکره زمین فرستاد تا مانند آدمیان زندگی کنند و از محرمات بپرهیزند و الاتنبیه شوند از نامهای قدیمی شیطان
