عزاداری. [ ع َ ] ( حامص مرکب ) سوکواری.زاری. عزاپرستی. اشتغال به سوک. مصیبت. تعزیت. ( ناظم الاطباء ). اقامه مراسم عزا. ( فرهنگ فارسی معین ).
فرهنگ عمید
عزادار بودن، سوگواری در مرگ کسی.
دانشنامه آزاد فارسی
(یا: سوگواری) مراسمی که در ماتم مرگ کسی برگزار می شود، و نزد شیعیان، به سوگ نشستن و نوحه خوانی و ذکر مصیبت برای سالار شهیدان حسین بن علی (ع) و نیز شهیدان کربلا، عمدتاً در دهۀ عاشورا در ماه محرم. نخستین و قدیمی ترین نشانۀ سوگ در ایران، بر تن کردن جامۀ عزاست که معمولاً سیاه رنگ است؛ چنان که فردوسی در شاهنامه می گوید، مردم در مرگ ایرج پسر فریدون جامۀ سیاه بر تن کردند. این رسم تقریباً رسمی جهانی است م...
[ویکی فقه] عزاداری یا سوگواری، واژه ای آیینی است که در سوگ و عزای بزرگان دین، از جمله معصومان (علیهم السلام) و به ویژه امام حسین (علیه السلام) انجام می شود. عزاداری، با انگیزه های دینی مانند ابراز محبت به معصومان و اظهار غم و اندوه در مصیبت آنان و در قالب مجالس و مراسمی مشخص برگزار می شود.با نظری به آیات و روایات روشن می شود که عزاداری و برپایی مجالس عزا نه تنها با قرآن مخالفت و ناسازگاری با مبانی...
فرهنگ فارسی ساره
سوگوار
فرهنگستان زبان و ادب
{mourning} [روان شناسی] تظاهر بیرونی احساس سوگ، مانند شیون و گریه و زاری