معانی کلمه : عزا گرفتن
لغت نامه دهخدا
فرهنگ معین
(عَ . گِ رِ تَ ) [ ع - فا. ] (مص ل . ) ۱ - برگزاری مراسم سوگواری . ۲ - (عا. ) به شدت غمگین بودن ، غصه دار بودن .
فرهنگ فارسی
۱ - اقامه سوگواری به سبب مرگ کسی . ۲ - اوقات تلخ بودن عصبانی بودن .
زاری و شیون کردن و به حالت ماتم زدگان در آمدن و برای سوک و مصیبت لباس سیاه در بر کردن مجلس ماتم گرفتن در مرگ عزیزی
زاری و شیون کردن و به حالت ماتم زدگان در آمدن و برای سوک و مصیبت لباس سیاه در بر کردن مجلس ماتم گرفتن در مرگ عزیزی
