Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : عروک

تلفظ بین المللی : /ˈoruːk/ تلفظ :‌ ['oRu:k]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • عروکه
  • ذات عروس
  • رنگ عروس
  • رگ های عروق
  • العروه لاهل الخلوه و الجلوه
  • ساق عروس
  • ساق عروسان
  • شش عروس
  • عراک
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

عروک . [ ع ُ ] (ع اِ) ج ِ عَرکی ّ. (منتهی الارب ). جج ِ عرکی ، که صیاد ماهی باشد. و از آن جمله است «علیکم ما صادت عروککم ». (از اقرب الموارد).

عروک . [ ع ُ ] (ع مص ) حائض گردیدن . (منتهی الارب ). حیض افتادن زن . (المصادر زوزنی ) (از تاج المصادر بیهقی ). عَرک . عَراک . و رجوع به عرک شود.

عروک. [ ع ُ ] ( ع مص ) حائض ...

فرهنگ فارسی

جمع عرکی عرکی که صیاد ماهی باشد

کلمات مرتبط

  • عروکه
  • ذات عروس
  • رنگ عروس
  • رگ های عروق
  • العروه لاهل الخلوه و الجلوه
  • ساق عروس
  • ساق عروسان
  • شش عروس
  • عراک
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات