Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ عرونه

تلفظ بین المللی : /orˈuːneː/ تلفظ :‌ [oR'u:ne:]
لغت نامه دهخدا
  • العروه لاهل الخلوه و الجلوه
  • عروه
  • عروه الوثقی
  • عروه ٔ وثقی
  • قصر عروه
  • عروسه
  • عروه الصعالیک
  • عروه بن زبیر
  • عروه بن ورد
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

عرونة. [ ع َ ن َ ] (ع اِ) رعاد، که قسمی ماهی دارای الکتریسیته است . (از یادداشت مرحوم دهخدا). سمکةالرعد. رجوع به رعاد و رعد در ردیفهای خود و نیز المنجد شود.

( عرونة ) عرونة. [ ع َ ن َ ] ( ع اِ ) رعاد، که قسمی ماهی دارای الکتریسیته است. ( از یادداشت مرحوم دهخدا ). سمکةالرعد. رجوع به رعاد و رعد در ردیفهای خود و نیز المنجد شود....

کلمات مرتبط

  • العروه لاهل الخلوه و الجلوه
  • عروه
  • عروه الوثقی
  • عروه ٔ وثقی
  • قصر عروه
  • عروسه
  • عروه الصعالیک
  • عروه بن زبیر
  • عروه بن ورد
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات