کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه عروسی-کرده | کلماتور
معنی کلمه : عروسی کرده
تلفظ بین المللی :
/arˈusi kˈardeː/
تلفظ :
[aR'usi k'aRde:]
پیمایش سریع
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
عروسی کردن
عروسی کردن با
عبوسی کردن
عروس کردن
چیزی را عروس کردن
فاصله عدسی را کم و زیاد کردن
عدسی میزان کردن
عروسی
عروسی رفتن
مترادف و متضاد
مترادف و متضاد
married
(صفت)
متحد، پیوسته، متاهل، شوهردار، عروسی کرده
کلمات مرتبط
عروسی کردن
عروسی کردن با
عبوسی کردن
عروس کردن
چیزی را عروس کردن
فاصله عدسی را کم و زیاد کردن
عدسی میزان کردن
عروسی
عروسی رفتن
نظرات