Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : عرود

تلفظ بین المللی : /ˈoruːd/ تلفظ :‌ ['oRu:d]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • عروداح
  • دُم عمودی
  • ذات عروس
  • رنگ عروس
  • رگ های عروق
  • العروه لاهل الخلوه و الجلوه
  • زنجیرگاه عمود
  • ساق عروس
  • ساق عروسان
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

عرود. [ ع ُ ] ( ع مص ) روئیدن و بلند گردیدن گیاه و دندان. ( ازمنتهی الارب ). برآمدن نبات و دندان. ( تاج المصادر بیهقی ). عردالناب ؛ همه ناب خارج شد و سخت گردید، و چنین است عردالنبات. و گویند آن بمعنی خارج شدن از نرمی و سخت شدن است. ( از اقرب الموارد ). || پدید آمدن نبات. ( المصادر زوزنی ). عردت الشجرة؛ درخت پدید آمد. ( از اقرب الموارد ). || دور انداختن. ( از منتهی الارب ). عرد الحجر؛ سنگ را به دور...

فرهنگ فارسی

روئیدن و بلند گردیدن گیاه و دندان بر آمدن نبات و دندان

کلمات مرتبط

  • عروداح
  • دُم عمودی
  • ذات عروس
  • رنگ عروس
  • رگ های عروق
  • العروه لاهل الخلوه و الجلوه
  • زنجیرگاه عمود
  • ساق عروس
  • ساق عروسان
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات