Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ عرندس

تلفظ بین المللی : /ˈaːrndas/ تلفظ :‌ ['a:Rndas]
لغت نامه دهخدا
  • عرندسه
  • عرناس
  • عرند
  • عردسه
  • عرندد
  • عرندل
  • عرنوس
  • علندس
  • علندسه
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

عرندس. [ ع َ رَ دَ ] ( ع ص ) شتر سخت و توانا. ( منتهی الارب ). سخت و طویل القامت از شتران ، گویند بعیر عرندس و ناقة عرندس و عرندسة. ( از اقرب الموارد ). || توجبه بسیار آب. ( منتهی الارب ). سیل بسیار. ( از اقرب الموارد ). || ( اِ ) شیر بیشه. ( منتهی الارب ). اسد بزرگ و عظیم. ( از اقرب الموارد ).

کلمات مرتبط

  • عرندسه
  • عرناس
  • عرند
  • عردسه
  • عرندد
  • عرندل
  • عرنوس
  • علندس
  • علندسه
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات