Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : عرف

تلفظ بین المللی : /ˈorf/ تلفظ :‌ ['oRf]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضاددانشنامه اسلامی
  • عرف الاسد
  • عرف تجاری
  • عرف و عادت در عشایر فارس
  • عرف از دیدگاه امام خمینی
  • عرف الطیب من اخبار مکه و مدینه الحبیب
  • عرف حادث
  • عرف خاص زمانی
  • عرف خاص صنفی
  • عرف خاص مکانی
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضاددانشنامه اسلامی

لغت نامه دهخدا

عرف . [ ع ُ رَ ] (اِخ ) آبی است مر بنی اسد را. || موضعی است . (منتهی الارب ).

عرف .[ ع ُ رَ ] (ع اِ) ج ِ عُرفة. رجوع به عرفة شود. || ج ِ عُرف . (منتهی الارب ). رجوع به عرف شود.

عرف . [ ع َ رَ ] (ع مص ) بسیار کردن بوی خوش را. (از منتهی الارب ). بسیار کردن طیب را. (از اقرب الموارد)....

فرهنگ عمید

۱. رسوم و عقاید متداول میان مردم.
۲. [قدیمی] روش، رسم، عادت.

فرهنگ معین

(عُ رْ ) [ ع . ] ۱ - (اِ. ) خوی ، عادت . ۲ - آن چه که در بین مردم پسندیده و متداول است . ۳ - (اِمص . ) نیکویی ، بخشش .

دانشنامه آزاد فارسی

عُرف(یا: عرف و عادت) در اصطلاح حقوقی در برابر قانون موضوعه به کار می رود و منظور از آن کلیۀ احکام و قواعدی است که بدون این که نص قانونی در مورد آن وجود داشته باشد، در جامعه مورد عمل و احترام است. مبنای عرف گاه مذهب است و گاه رفتارها و هنجارهای اجتماعی که ریشه در فرهنگ و سنن جامعه یا مناطق جغرافیایی خاص دارد. به رویه ها و رفتارهای مورد عمل در حرفه یا صنعت خاص نیز عرف گویند، مانند عرف مورد عمل در کش...

فرهنگ فارسی

آبی است مر بنی اسد را موضعی است

دانشنامه عمومی

عُرْف، به مجموعه عادات، رفتارها و باورهایی گفته می شود که صرفنظر از درستی یا نادرستی آن ها از سوی افراد یک جامعه پذیرفته می شود. بشر بدوی برای هزاران سال در نبود قوانین مدون، روابط سیاسی و اجتماعی خود را با نگاهی عرفی تنظیم می نمود. نخستین پیشرفت اجتماعی و سنگ بنای تمدن امروزین را می بایست به کاربردن قوانین مدون به جای سلیقه های شخصی، اجتماعی و عرفی در روابط میان آدمیان دانست. عُرْف روش خاصی است ک...

مترادف و متضاد

قانون

معروفیت

تداول، رسم، سنت، عادت ≠ شرع

۱. تداول، رسم، سنت، عادت
۲. قانون
۳. معروفیت ≠ شرع

habit (اسم)عادت، خوی، جامه، خو، عرف، لباس روحانیت، روش طرز رشدpractice (اسم)عادت، عمل، تمرین، ممارست، ورزش، عرف، مشق، تکرار، برزشcustom (اسم)عادت، خوی، رسم، عرف، مرسوم، سنت، حقوق گمرکی، برحسب عادتtradition (اسم)عادت، رسم، عرف، مرسوم، سنت، روایت متداول، عقیده رایج، عقیده ...

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] ـــ عُرف، شیوه متعارف و پذیرفته شده نزد همه یا گروهی از مردم می باشد. ـــ شیوه مستمر میان همه یا بیشتر مردم یا گروه خاص را عرف گویند.ـــ عرف در لغت به معنای معروف مقابل منکر به کار رفته است؛ ـــ عُرف، در لغت به معنای «معرفت و شناخت» و «پی در پی بودن چیزی» به کار رفته است،عرف در اصطلاحـــ لیکن در اصطلاح تعاریف مختلفی از آن کرده اند که بیشتر آنها خالی از اشکال نیست. شاید بهترین تعریف ارائ...

کلمات مرتبط

  • عرف الاسد
  • عرف تجاری
  • عرف و عادت در عشایر فارس
  • عرف از دیدگاه امام خمینی
  • عرف الطیب من اخبار مکه و مدینه الحبیب
  • عرف حادث
  • عرف خاص زمانی
  • عرف خاص صنفی
  • عرف خاص مکانی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات