Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : عرض کردن

تلفظ بین المللی : /ˈaːrz kˈardan/ تلفظ :‌ ['a:Rz k'aRdan]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • هتک عرض کردن
  • عرق کردن
  • عریض کردن
  • عوض کردن
  • باهم عوض کردن
  • به بازار عرضه کردن
  • جای چیزی را عوض کردن
  • جریان را عوض کردن
  • درو عرضی کردن
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

عرض کردن. [ ع َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) نشان دادن. آشکار کردن. ( فرهنگ فارسی معین ). نمودن. ارائه کردن. عرضه داشتن. عرضه کردن. معروض داشتن. پیش نهادن. تقدیم کردن. نمایش دادن. به معرض درآوردن : امیر فرمود تا زندانهای غزنی و آن نواحی عرض کنند. ( تاریخ بیهقی ص 273 ). بگیر از نفس خود پیمان...بهمراهی این آورنده نبشته و آنرا بر همه مردم خود عرض کن. ( تاریخ بیهقی ص 313 ). استادم چون نامه بخواندپیش امیر شد و...

فرهنگ فارسی

گفتن

کلمات مرتبط

  • هتک عرض کردن
  • عرق کردن
  • عریض کردن
  • عوض کردن
  • باهم عوض کردن
  • به بازار عرضه کردن
  • جای چیزی را عوض کردن
  • جریان را عوض کردن
  • درو عرضی کردن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات