کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معانی کلمه : عرشک
تلفظ بین المللی :
/ˈaːrʃak/
تلفظ :
['a:RSak]
پیمایش سریع
فرهنگ فارسی
دانشنامه اسلامی
فرهنگستان زبان و ادب
کلمات مرتبط
عرشک ضدِآب
ذات عرش
رب العرش
ساق عرش
سالکان عرش
عراک
عرش
عرش اشیان
عرش اشیانی
فرهنگ فارسی
دانشنامه اسلامی
فرهنگستان زبان و ادب
فرهنگ فارسی
بخش کوچکی از عرشه که صاف و بدون انحنا است
دانشنامه اسلامی
[ویکی الکتاب]
معنی
عَرْشُکِ
: تخت پادشایی تو
ریشه کلمه:
عرش (۳۳ بار)
ک (۱۴۷۸ بار)
wikialkb:
عَرْشُک
فرهنگستان زبان و ادب
{flat} [حمل ونقل دریایی] بخش کوچکی از عرشه که صاف و بدون انحنا است
کلمات مرتبط
عرشک ضدِآب
ذات عرش
رب العرش
ساق عرش
سالکان عرش
عراک
عرش
عرش اشیان
عرش اشیانی
نظرات