کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معانی کلمه : عرشه کشتی
تلفظ بین المللی :
/ˈaːrʃeː kˈaʃti/
تلفظ :
['a:RSe: k'aSti]
پیمایش سریع
فرهنگ فارسی
گویش مازنی
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
اتاق روی عرشه کشتی
دومین دکل کشتی از عرشه
عرشه فوقانی کشتی
عرشه منحنی عقب یا جلو کشتی
عرشه کوچک عقب کشتی
قسمت جلو عرشه کشتی
کارگر عرشه کشتی
مجرای فاضلاب روی عرشه کشتی
نرده بندی عرشه جلو کشتی
فرهنگ فارسی
گویش مازنی
مترادف و متضاد
فرهنگ فارسی
کشتی
گویش مازنی
کشتی
مترادف و متضاد
کشتی
deck
(اسم)
کف، دسته، عرشه، عرشه کشتی، دستینه، یک دسته ورق
prow
(اسم)
کشتی، دماغه کشتی، عرشه کشتی
کلمات مرتبط
اتاق روی عرشه کشتی
دومین دکل کشتی از عرشه
عرشه فوقانی کشتی
عرشه منحنی عقب یا جلو کشتی
عرشه کوچک عقب کشتی
قسمت جلو عرشه کشتی
کارگر عرشه کشتی
مجرای فاضلاب روی عرشه کشتی
نرده بندی عرشه جلو کشتی
نظرات