عرد. [ ع َ رَ ] (ع مص ) گریختن . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). || نیرو گرفتن جسم پس از بیماری . (از اقرب الموارد).
عرد.[ ع َ ] (ع ص ) سخت . ...
فرهنگ فارسی
سخت عرد
دانشنامه اسلامی
[ویکی فقه] یک بار آمیزش کردن عرد می گویند.عرد در لغت به معنای شی ء سفت و سخت است؛ از این رو، به آلت تناسلی مرد در حالت نعوظ ، عرد گفته اند. این عنوان در روایات و به تبع در فقه به کار رفته و مراد از آن همان است که در شناسه آمده است. از آن به مناسبت در باب نکاح نام برده اند.← شرط عرد یا عردتین در ازدواج موقت ۱. ↑ لسان العرب، ابن منظور، ج۳، ص۲۸۷. واژه «عرد» فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت علیهم السلام، ...