معانی کلمه : عربه
لغت نامه دهخدا
عربة. [ ع َ رَ ب َ ] (اِخ ) در اصل نام شهرهای عرب است . || موضعی است به فلسطین . (معجم البلدان ).
عربة. [ ع َ رَ ب َ ] (ع اِ) نهری که آبش سخت تیز رود. || نفس . (از اقرب الموارد) (منتهی الارب ) (آنندراج ).
فرهنگ معین
(عَ بِ یا بَ ) [ ع . عربة ] (اِ. ) ۱ - گردونه . ۲ - کالسکه .
فرهنگ فارسی
۱ - منسوب به عرب ۱ - از قوم عرب تازی . ۲ - زبان قوم مزبور زبان تازی .
وادیی است که از جبل شیخ به خلیج عربه ممتد است طولش ۲۵٠ میل و شامل حوله و بحر الجلیل و بحر الملح یا مرداب میباشد و گاهی این اسم به الغور که فیما بین دریای مرداب و دریای احمر واقع است صدق کند
وادیی است که از جبل شیخ به خلیج عربه ممتد است طولش ۲۵٠ میل و شامل حوله و بحر الجلیل و بحر الملح یا مرداب میباشد و گاهی این اسم به الغور که فیما بین دریای مرداب و دریای احمر واقع است صدق کند
