Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : عراف

تلفظ بین المللی : /aːrˈɑf/ تلفظ :‌ [a:R'Af]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیمترادف و متضاد
  • عبدالله ال عراف
  • عرافت
  • عرافج
  • عرافه
  • عرافی
  • عرافیص
  • ذات العرائس
  • ذات العراقیب
  • رکن عراقی
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

عراف. [ ع َرْ را] ( ع ص ) بسیار شناسنده. || منجم. ( از اقرب الموارد ). اخترگوی. ( مهذب الاسماء ). || کاهن و فالگوی. ( منتهی الارب ). و گفته شده است عراف آن باشد که از گذشته و آینده خبر دهد. ( اقرب الموارد ).جاحظ گوید عراف پائین تر از کاهن است. ( اقرب الموارد ). || طبیب. ( اقرب الموارد ). ج ، عرافون.

فرهنگ عمید

۱. منجم.
۲. غیب گو.
۳. کاهن.
۴. جادوگر.
۵. فال بین.
۶. طبیب.

فرهنگ معین

(عَ ) [ ع . ] (ص . ) غیبگو، جادوگر، ساحر.

فرهنگ فارسی

منجم، غیب گو، کاهن، جادوگر، فالبین، طبیب
( صفت ) غیب گوی جادوگر ساحر .

مترادف و متضاد

رمال، غیبگو، فالبین، فالگیر، کاهن


کلمات مرتبط

  • عبدالله ال عراف
  • عرافت
  • عرافج
  • عرافه
  • عرافی
  • عرافیص
  • ذات العرائس
  • ذات العراقیب
  • رکن عراقی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات