معانی کلمه : عدن
لغت نامه دهخدا
عدن . [ ع َ دَ ] (ع اِ) گیاهی است . (اقرب الموارد).
فرهنگ عمید
۱. اقامت کردن در جایی، همیشه بودن در مکانی.
۲. (اسم، صفت ) [قدیمی] جاویدان: بهشت عدن.
۲. (اسم، صفت ) [قدیمی] جاویدان: بهشت عدن.
فرهنگ معین
(عَ دْ ) [ ع . ] ۱ - (مص ل . ) همیشه بودن در جایی . ۲ - (ص . ) بهشت جاوید.
دانشنامه آزاد فارسی
فرهنگ فارسی
خلیج عدن . خلیجی است منشعب از اقیانوس هند واقع در ساحل جنوب غربی شبه جزیره عربستان نزدیک مدخل بحراحمر.
اقامت کردن درجائی، همیشه بودن درمکانیبهشت عدن برای آن میگویندکه انسان همیشه در آن خواهدبود
( مصدر ) اقامت کردن در جایی همیشه بودن بجای .
اقامت کردن درجائی، همیشه بودن درمکانیبهشت عدن برای آن میگویندکه انسان همیشه در آن خواهدبود
( مصدر ) اقامت کردن در جایی همیشه بودن بجای .
دانشنامه عمومی
فرهنگ اسم ها
اسم: عدن (دختر، پسر) (عربی، عبری) (مذهبی و قرآنی) (تلفظ: adn) (فارسی: عدن) (انگلیسی: adn)
معنی: بهشت زمینی، جاویدان، ( در قدیم ) ( در ادیان ) جاویدان [بهشت]
معنی: بهشت زمینی، جاویدان، ( در قدیم ) ( در ادیان ) جاویدان [بهشت]
مترادف و متضاد
aden (اسم)
عدن، باغ اسمانی
eden (اسم)
عدن، بهشت، باغ عدن
