عدم . [ ع ُ ] (ع مص ) عَدم . رجوع به عَدَم شود.
عدم . [ ع ُ دُ ] (ع مص ) عَدم . رجوع به عَدَم شود.
عدم . [ ع َ دِ ] (ع ص ) درویش و نیازمند. ج ، عُدماء. (از تاج المصادر) (قطرالمحیط) (منتهی الارب ).
زوال، فقدان، فنا، لاوجود، لیس، نیستی ≠ وجود
نبود، نیست