Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : عدلی

تلفظ بین المللی : /ˈaːdli/ تلفظ :‌ ['a:dli]
لغت نامه دهخدافرهنگ معینفرهنگ فارسی
  • عدلی مذهب
  • عدلی اللشهب
  • عدلی منصور
  • حسن عدلی
  • خانه عدلی
  • کارشناسی عدلی
  • عدلین
  • عدلیه
  • عدلیه وزارت
لغت نامه دهخدافرهنگ معینفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

عدلی . [ ع َ ] (اِخ ) تخلص شعری سلطان بایزیدبن سلطان محمد فاتح است . رجوع به سلطان بایزید شود.

عدلی. [ ع َ ] ( ص نسبی ) منسوب به عدل. || ( اِ ) قسمی از سکه بوده است. پول : صد بوسه بر آن خط زد و گفتا که در آنجاست سیصد درم عدلی غلطان و مدور.سوزنی.اتفاقاً مرا صد دیناری عدلی بود گفتند باقی آن صد دینار عدلی را بیار. ( انیس الطالبین ص 145 ).جوالهای بسیار بود پر ...

فرهنگ معین

(عَ دْ )(اِ. ) ۱ - نوعی سکه رایج در قدیم . ۲ - عدل ، لنگه بار.

فرهنگ فارسی

( صفت ) ۱ - منسوب به عدل . ۲ - پیرو مذهب عدلیه معتزلی .
تخلص شعری سلطان با یزید بن سلطان محمد فاتح است

کلمات مرتبط

  • عدلی مذهب
  • عدلی اللشهب
  • عدلی منصور
  • حسن عدلی
  • خانه عدلی
  • کارشناسی عدلی
  • عدلین
  • عدلیه
  • عدلیه وزارت
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات