Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : عدالت کردن

تلفظ بین المللی : /edˈɑlat kˈardan/ تلفظ :‌ [ed'Alat k'aRdan]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • عداوت کردن
  • بی عدالتی کردن
  • عادت کردن
  • عبادت کردن
  • عبارت کردن
  • عالی کردن
  • در عالم خود بودن یا در عالم دیگری سیر کردن
  • خلاف عادت کردن
  • شورای عالی کرد
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

عدالت کردن. [ ع َ / ع ِ ل َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) دادگستر بودن. باعدالت بودن. عادل بودن :
عدالت کن که در عدل آنچه یک ساعت به دست آید
میسر نیست در هفتاد سال اهل عبادت را.
صائب.

فرهنگ فارسی

دادگستر بودن با عدالت بودن

کلمات مرتبط

  • عداوت کردن
  • بی عدالتی کردن
  • عادت کردن
  • عبادت کردن
  • عبارت کردن
  • عالی کردن
  • در عالم خود بودن یا در عالم دیگری سیر کردن
  • خلاف عادت کردن
  • شورای عالی کرد
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات