Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : عدار

تلفظ بین المللی : /aːdˈɑr/ تلفظ :‌ [a:d'AR]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • دیر العذاری
  • روح عطار
  • ریاض العارفین
  • زرین عذار
  • سجن عارم
  • ساده عذار
  • سامانۀ عارضه پای
  • سامانۀ عارضه گریز
  • سمن عارض
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

عدار. [ ع َدْ دا ] (ع ص ) ملاح . (اقرب الموارد) (آنندراج ).

عدار. [ ع ُ ] (ع اِ) دابه ای است در یمن که گویند مردم را میگاید و نطفه ٔ آن کرم است . (منتهی الارب ). گویند الوطه من عدار. (تاج العروس ).

عدار. [ ع َدْ دا ] ( ع ص ) ملاح. ( اقرب الموارد ) ( آنندراج ).عدار. [ ع ُ ] ( ع اِ ) دابه ای است در یمن که گویند مردم ...

فرهنگ فارسی

دابه ایست در یمن که گویند مردم را میگاید و نطفه آن کرم است

کلمات مرتبط

  • دیر العذاری
  • روح عطار
  • ریاض العارفین
  • زرین عذار
  • سجن عارم
  • ساده عذار
  • سامانۀ عارضه پای
  • سامانۀ عارضه گریز
  • سمن عارض
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات