Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : عجما

تلفظ بین المللی : /aːdʒmˈɑ/ تلفظ :‌ [a:dZm'A]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمید
  • عجماوات
  • عجمان
  • عجماء
  • عجمات
  • عجماوان
  • الحمیدیه عجمان
  • باشگاه فوتبال عجمان امارات
  • بیمارستان عمومی تخصصی عجمان
  • خمیس عجمانی
لغت نامه دهخدافرهنگ عمید

لغت نامه دهخدا

عجما. [ ع َ ] ( ع ص ) کسی را گویند که بهیچ خیر وشری وانرسیده باشد. ( آنندراج ) ( برهان ) :
صورت مردم عقل است نگاریده او
چو از او عقل جداگشت همانا عجماست.
محمد عثمان ( از لغت فرس ، از حاشیه برهان ).
|| در عربی حیوان غیرذی عقل و زنی که قادر بر سخن کردن نباشد. ( برهان ) ( آنندراج ). رجوع به عجماء شود.

فرهنگ عمید

بی زبان، زبان بسته.

کلمات مرتبط

  • عجماوات
  • عجمان
  • عجماء
  • عجمات
  • عجماوان
  • الحمیدیه عجمان
  • باشگاه فوتبال عجمان امارات
  • بیمارستان عمومی تخصصی عجمان
  • خمیس عجمانی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات