Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : عجله کردن

تلفظ بین المللی : /adʒˈaleː kˈardan/ تلفظ :‌ [adZ'ale: k'aRdan]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیمترادف و متضادواژه نامه بختیاریکا
  • انقباض عضله پیدا کردن
  • عجله
  • عجله داشتن
  • عجله نمودن
  • عجله و سرعت
  • عجله کننده
  • عجله کن
  • عجله کار شیطان است
  • عجله در قران
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیمترادف و متضادواژه نامه بختیاریکا

لغت نامه دهخدا

عجله کردن. [ ع َ ج َ ل َ / ل ِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) شتاب کردن در کاری. عجله نمودن.

فرهنگ فارسی

شتاب کردن
( مصدر ) شتاب کردن شتافتن .

مترادف و متضاد

hotfoot (فعل)تسریع کردن، عجله کردن، سراسیمه رفتنhie (فعل)شتاب کردن، عجله کردن، شتابیدن، زود رفتن، بشتاب رفتنhurry (فعل)شتاب کردن، بستوه اوردن، راندن، چاپیدن، عجله کردن، شتابیدن، باشتاب انجام دادنhasten (فعل)شتاباندن، عجله کردن، شتافتن، تسریع زدنhaste (فعل)عجله کردنhurry up (فعل)عجله کردن...

واژه نامه بختیاریکا

گِل به اشکفت کشیدِن

کلمات مرتبط

  • انقباض عضله پیدا کردن
  • عجله
  • عجله داشتن
  • عجله نمودن
  • عجله و سرعت
  • عجله کننده
  • عجله کن
  • عجله کار شیطان است
  • عجله در قران
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات