معنی کلمه : عجرمه
لغت نامه دهخدا
عجرمة. [ ع ُ رُ م َ ] (ع ص ) مؤنث عجرم . رجوع به عجرم شود.
عجرمة. [ ع َ رَ م َ ] (ع مص ) شتافتن . (منتهی الارب ). || (اِ) صد شتر یا دو صد یا مابین پنجاه تا صد. (اقرب الموارد) (منتهی الارب ). و بدین معنی عُرُمَة و عِجرِمَة نیز آمده است . || (ص ) مؤنث عجرم . رجوع به عجرم شود.
