معانی کلمه : عثمان
لغت نامه دهخدا
عثمان . [ ع ُ ] (اِخ ) ابن عامربن عمروبن کعب التیمی القرشی . رجوع به ابوقحافه شود.
عثمان . [ ع ُ ] (اِخ ) کوهی است به مدینه بین آن و بین ذی المرة در راه شام از مدینه . (معجم البلدان ).
فرهنگ معین
(عُ ) [ ع . ] (اِ. ) ۱ - جوجة هوبره . ۲ - مار. ۳ - بچه مار. ۴ - از اعلام مردان است .
دانشنامه آزاد فارسی
فرهنگ فارسی
فرهنگ اسم ها
(تلفظ: osmān) (عربی) (در اعلام) سومین خلیفه از خلفای راشدین و سومین خلیفهی اسلام .
