Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : عثار

تلفظ بین المللی : /aːsˈɑr/ تلفظ :‌ [a:s'AR]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسی
  • عثاری
  • دیر العذاری
  • روح عطار
  • ریاض العارفین
  • زرین عذار
  • سجن عارم
  • ساده عذار
  • سامانۀ عارضه پای
  • سامانۀ عارضه گریز
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

عثار. [ ع َ ] (ع اِ) جای هلاک و بدی . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء).

عثار. [ ع ِ ] (ع اِمص ) بدی . (اقرب الموارد). || (ص ) ناخوش آیند. (اقرب الموارد). || (مص ) شکوخیدن . بسردرافتادن . (منتهی الارب ) (غیاث اللغات ) : ماه چون شد بدر آمد بی عثارشاه پیلان شب به سوی چشمه سار. مولوی .هر که آخربین تر از مسعودوارنَبْوَدَش هر دم بره رفتن عثار. مولوی .هر قدم من از س...

فرهنگ عمید

لغزیدن و افتادن، به سر درآمدن.

فرهنگ معین

(عِ ) [ ع . ] ۱ - (مص ل . ) لغزیدن و افتادن . ۲ - (اِمص . ) لغزش .

فرهنگ فارسی

لغزیدن وافتادن، بسردر آمدن، لغزش
۱ - ( مصدر ) لغزیدن و سقوط کردن بسر در آمدن . ۲ - ( اسم ) لغزش .
شکوخیدن ناخوش آیند

کلمات مرتبط

  • عثاری
  • دیر العذاری
  • روح عطار
  • ریاض العارفین
  • زرین عذار
  • سجن عارم
  • ساده عذار
  • سامانۀ عارضه پای
  • سامانۀ عارضه گریز
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات