Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : عتیب

تلفظ بین المللی : /ˈaːtib/ تلفظ :‌ ['a:tib]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسی
  • عتیبه
  • عتیبی جهیمان
  • العتیبه
  • جهیمان العتیبی
  • حسن العتیبی
  • سعود العتیبی
  • مرزوق العتیبی
  • مصعب العتیبی
  • ربیعهبن عتیک
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

عتیب . [ ع َ ] (اِخ )پدر قبیله ای است از یمن . (منتهی الارب ) (آنندراج ).

عتیب. [ ع ِ ] ( ع اِمص ) ممال ِ عتاب : در یک سخن آن همه عتیبش بین در یک نظر آن همه فریبش بین.خاقانی ( دیوان چ سجادی ص 654 ).خواجه کز مهر با شکیب آمدباسهی سرو در عتیب آمد.نظامی.رومیانه روی دارد زنگیانه زلف و خال و آن کمان ابروانش بین که باشد پر عتیب.مولوی.عتیب. [ ع َ ] ( اِخ )پدر قبیل...

فرهنگ عمید

۱. ملامت، سرزنش: مکن با من ناشکیبا عتیب / که در عشق صورت نبندد شکیب (سعدی۱: ۱۰۲ ).
۲. خشم.

فرهنگ معین

(عَ ) نک عتاب .

فرهنگ فارسی

۱ - ( مصدر ) خشم گرفتن . ۲ - ناز کردن. ۳ - ملامت کردن . ۴ - ( اسم ) قهر غضب . ۵ - ملامت . یا عتاب وخطاب . سرزنش ملامت .
پدر قبیله ایست از یمن

کلمات مرتبط

  • عتیبه
  • عتیبی جهیمان
  • العتیبه
  • جهیمان العتیبی
  • حسن العتیبی
  • سعود العتیبی
  • مرزوق العتیبی
  • مصعب العتیبی
  • ربیعهبن عتیک
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات