کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معانی کلمه : عته
تلفظ بین المللی :
/ˈaːteː/
تلفظ :
['a:te:]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ معین
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
عتهاء
ذوی العاهات
رب العزه
ربیعهبن عتیک
سابق العله
سفیدان عتیق
انس الطالبین و عدهالسالکین
طبریه العتیق
صلاه العتمه
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ معین
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
این معنی را بیشتر بخوانید
عته. [ ع َ / ع ُت ْه ْ ] ( ع مص ) سبک عقل شدن. ( اقرب الموارد ) ( منتهی الارب ). || کم عقل شدن. ( منتهی الارب ). || فاقد خرد گشتن. ( اقرب الموارد ). || مدهوش گشتن. ( منتهی الارب ). و گفته اند مدهوش شدن از جز دیوانگی. ( اقرب الموارد ). معتوه شدن. || رفتن خرد. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( تاج المصادر ). || آزمند علم گردیدن. ( اقرب الموارد ) ( لسان العرب ) ( منتهی الارب ). || حریص شدن بر اذیت کسی. (...
فرهنگ عمید
ناقص عقل شدن، کم عقل شدن.
فرهنگ معین
(عَ تَ ) [ ع . ] (اِمص . )بی خردی ، سبک سری .
فرهنگ فارسی
( اسم ) دلشدگی بیعقلی ٠
کلمات مرتبط
عتهاء
ذوی العاهات
رب العزه
ربیعهبن عتیک
سابق العله
سفیدان عتیق
انس الطالبین و عدهالسالکین
طبریه العتیق
صلاه العتمه
نظرات