معانی کلمه : عتابی
لغت نامه دهخدا
عتابی . [ ع َت ْ تا ] (اِخ )لقب کلثوم بن عمرو است . رجوع به کلثوم بن عمرو شود.
عتابی . [ ع َت ْ تا ] (اِخ ) لقب ابوالعتاهیه است . رجوع به ابوالعتاهیه و محمدابوعبداﷲ شود.
فرهنگ عمید
نوعی پارچۀ موج دار شبیه اطلس یا لباسی که از این پارچه دوخته می شد.
فرهنگ معین
( ~ . ) [ ع . ] (ص نسب . ) نوعی پارچة موجدار و رنگارنگ شبیه اطلس که در عتابیه بغداد بافته می شد.
