کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : عبهال
تلفظ بین المللی :
/aːbhˈɑl/
تلفظ :
[a:bh'Al]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
کلمات مرتبط
الجزایری عبدالقادر
انداوه عبدالرضا
اورنگ عبدالحسین
اوزاعی عبدالرحمان
انیس عبدالعظیم
صالح عبدالسمیع
عبدال اباد
عبدال تپه
عبدال ده
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
عبهال. [ ع ِ] ( ع مص ) بیکار و بر سر خود گذاشتن ستور را. || خشمگین نمودن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ).
کلمات مرتبط
الجزایری عبدالقادر
انداوه عبدالرضا
اورنگ عبدالحسین
اوزاعی عبدالرحمان
انیس عبدالعظیم
صالح عبدالسمیع
عبدال اباد
عبدال تپه
عبدال ده
نظرات