معانی کلمه : عبده
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
عابد#NAME?
= عابد
فرهنگ معین
(عَ بَ دِ ) [ ع . عبدة ] (ص . ) جِ عابد، پرستندگان .
فرهنگ فارسی
جمع عبدوجمع عابد
بنده او ( خدا ) توضیح بعضی گفته اند (( عبده ) ) مخفف انا عبده ( من بنده او ( خدایم ) . یا عبدالله الراجی . بنده امیدوار ااو ( خدا ) . نویسنده به هنگام معرفی خود در پایان مقالهیا کتاب این جمله رابکار برد. یا عبدالله نوشتن . اظهار بندگی کردن : شاهان بتو عبده نویسند روح القدست همین نویسد . ( خاقانی )
بنده او ( خدا ) توضیح بعضی گفته اند (( عبده ) ) مخفف انا عبده ( من بنده او ( خدایم ) . یا عبدالله الراجی . بنده امیدوار ااو ( خدا ) . نویسنده به هنگام معرفی خود در پایان مقالهیا کتاب این جمله رابکار برد. یا عبدالله نوشتن . اظهار بندگی کردن : شاهان بتو عبده نویسند روح القدست همین نویسد . ( خاقانی )
دانشنامه عمومی
دانشنامه اسلامی
[ویکی الکتاب] معنی عَبْدَهُ: بنده اش
معنی عَبْدِهِ: بنده اش
ریشه کلمه:
الله (۲۸۱۶ بار)
اله (۲۹۶۳ بار)
ل (۳۸۴۲ بار)
وله (۲۸۱۶ بار)
معنی عَبْدِهِ: بنده اش
ریشه کلمه:
الله (۲۸۱۶ بار)
اله (۲۹۶۳ بار)
ل (۳۸۴۲ بار)
وله (۲۸۱۶ بار)
wikialkb: عَبْدِه
