معانی کلمه : عبدالرزاق
لغت نامه دهخدا
عبدالرزاق . [ ع َ دُرْ رَزْ زا ] (اِخ ) ابن همام بن نافع الحمیری . رجوع به صفانی عبدالرزاق بن همام شود.
عبدالرزاق . [ ع َ دُرْ رَزْ زا ] (اِخ ) ابن احمدبن محمد الصابونی . رجوع به ابن الصابونی کمال الدین عبدالرزاق در این لغتنامه و الاعلام زرکلی شود.
دانشنامه آزاد فارسی
فرهنگ فارسی
۱ - عبدالرزاق (ابن احمد بن حسن میمندی )
دهی است از دهستان گرمادوز بخش کلیبر شهرستان اهر واقع در ۳۱ هزار گزی کلیبر و ۳۱ هزار گزی شوسه اهر - کلیبر ناحیه ایست کوهستانی آب و هوای آن معتدل است آب آن از رودخانه گوی آغاج و چشمه تامین میشود محصولات آن غلات است اهالی بزراعت و گله داری اشتغال دارند صنایع دستی آنها فرش گلیم بافی است راه مالرو دارد
دهی است از دهستان گرمادوز بخش کلیبر شهرستان اهر واقع در ۳۱ هزار گزی کلیبر و ۳۱ هزار گزی شوسه اهر - کلیبر ناحیه ایست کوهستانی آب و هوای آن معتدل است آب آن از رودخانه گوی آغاج و چشمه تامین میشود محصولات آن غلات است اهالی بزراعت و گله داری اشتغال دارند صنایع دستی آنها فرش گلیم بافی است راه مالرو دارد
دانشنامه عمومی
فرهنگ اسم ها
(تلفظ: abdolrazzāq) (عربی) بندهی روزی دهنده (خدا)؛ (در اعلام) نام چندین تن از اشخاص علمی و ادبی در تاریخ.
