معانی کلمه : عالمتاب
لغت نامه دهخدا
عالمتاب. [ ل َ ] ( نف مرکب ) تابنده و روشن کننده جهان. ( ناظم الاطباء ).
فرهنگ عمید
روشن کنندۀ جهان (خورشید ): خورشید عالمتاب.
فرهنگ فارسی
( صفت ) تابنده و روشن کننده جهان : خورشید عالمتاب .
مترادف و متضاد
جهانتاب، عالمافروز
