Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ عاطل و باطل

تلفظ بین المللی : /ˈɑtel vˈa bˈɑtel/ تلفظ :‌ ['Atel v'a b'Atel]
دانشنامه آزاد فارسی
  • ادم عاطل و باطل
  • عامل دریا و کان
  • عامل جنگ و دعوا
  • اتحاد عقل و عاقل و معقول
  • اتحاد عاقل و معقول
  • سیستم عامل ها طراحی و پیاده سازی
  • عاقل و معقول
  • عقل و عاقل
  • عاطل
دانشنامه آزاد فارسی

دانشنامه آزاد فارسی

(یا: پشکل ماچولاغ؛ عنبر نصارا؛ وَشای کارگشا) سرگین الاغ ماده، و در باور عامیانۀ ایرانیان، برای باطل کردن سحر (← باطلُ السِّحر)، و نیز شفابخشی برخی امراض. دختران خراسانی و تهرانی، عاطل و باطل را برای بخت گشایی سودمند می دانستند. دخترانِ شوی نیافته در غروب چهارشنبۀ آخر سال، به آدابی، عاطل و باطل را از دکان عطاری می خریدند. وقت غروب، هفت دختر نابالغ آن را می کوبیدند و نرم شدۀ آن را در ظرفی می ریختند ...

کلمات مرتبط

  • ادم عاطل و باطل
  • عامل دریا و کان
  • عامل جنگ و دعوا
  • اتحاد عقل و عاقل و معقول
  • اتحاد عاقل و معقول
  • سیستم عامل ها طراحی و پیاده سازی
  • عاقل و معقول
  • عقل و عاقل
  • عاطل
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات