Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : عاطف

تلفظ بین المللی : /ˈɑtef/ تلفظ :‌ ['Atef]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیفرهنگ اسم هادانشنامه اسلامی
  • عاطف ابو سیف
  • عاطف اسلم
  • عاطف الطیب
  • عاطف جنیات
  • عاطف سالم
  • عاطف شحشوح
  • عاطف صدقی
  • عاطف عبید
  • امیلی عاطف
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیفرهنگ اسم هادانشنامه اسلامی

لغت نامه دهخدا

عاطف. [ طِ ] ( ع ص ) مهربانی کننده. || برگرداننده. ( غیاث اللغات ) ( منتهی الارب ). || آهو که گردن کج کند وقت نشستن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). || ( اِ ) چادر. ( منتهی الارب ). || اسب ششم رهان. از جمله ده اسب که بدان گروبسته دوانند. ( از غیاث اللغات ) ( از مهذب الاسماء ).

فرهنگ فارسی

برگرداننده، مهربانی کننده، مهربان
مهربانی کننده یا برگرداننده

فرهنگ اسم ها

(تلفظ: ātef) (عربی) مهربان ، برگرداننده .

اسم: عاطف (پسر) (عربی) (تلفظ: ātef) (فارسی: عاطِف) (انگلیسی: atef)
معنی: مهربان، برگرداننده

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] به هفتمین اسب در مسابقه اسب دوانی عاطف گفته می شود.
۱. ↑ جواهرالکلام، ج۲۸، ص۲۱۴.
فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت علیهم السلام، ج۵، ص۲۹۳، برگرفته از مقاله «عاطف».
...
wikifeqh: عاطف

کلمات مرتبط

  • عاطف ابو سیف
  • عاطف اسلم
  • عاطف الطیب
  • عاطف جنیات
  • عاطف سالم
  • عاطف شحشوح
  • عاطف صدقی
  • عاطف عبید
  • امیلی عاطف
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات