معانی کلمه : عاصم
لغت نامه دهخدا
عاصم .[ ص ِ ] (اِخ ) ابن ثابت . تابعی است . (منتهی الارب ).
عاصم . [ ص ِ ] (اِخ ) نام دو وادی است از وادیهای عقیق . (منتهی الارب ).
عاصم . [ ص ِ ] (اِخ ) موضعی است به بلاد هذیل . (معجم البلدان ) (منتهی الارب ).
فرهنگ عمید
حفظ کننده، نگه دارنده.
فرهنگ معین
(ص ) [ ع . ] (اِفا. ) ۱ - نگاهدارنده ، حفظ کننده . ۲ - بازدارنده ، بازدارنده از لغزش و خطا.
فرهنگ فارسی
حفظکننده، نگاهدارنده، بازدارنده ازلغزش وخطا
( اسم ) ۱ - نگاهدارنده حافظ . ۲ - باز دارنده ( از خطا ) منع کننده .
ابن عمیر السعدی وی از شجاعان عرب است که شاهد وقایع ماورائ النهر با نصر بن سیار بود و بسال ۱۳۱ ه.ق . در نهاوند در گذشت .
( اسم ) ۱ - نگاهدارنده حافظ . ۲ - باز دارنده ( از خطا ) منع کننده .
ابن عمیر السعدی وی از شجاعان عرب است که شاهد وقایع ماورائ النهر با نصر بن سیار بود و بسال ۱۳۱ ه.ق . در نهاوند در گذشت .
دانشنامه عمومی
فرهنگ اسم ها
(تلفظ: āsem) (عربی) (در قدیم) نگهدارنده ، محافظ ؛ بازدارنده (از خطا) ، منع کننده ؛ (در اعلام) یکی از قُراء سبعهی [قاریان هفت گانه] قرآن ؛ (در اعلام) نام یکی از یاران امام کاظم (ع) .
