معانی کلمه : عاشوری
لغت نامه دهخدا
عاشوری . [ را ] (ع اِ) رجوع به عاشور و عاشورا و عاشوراء شود.
عاشوری . (اِ) نام آشی که در کرمان و بعضی ولایات دیگر به نذر در روز عاشورا پزند و هر نوع حبوب در آن ریزند. (یادداشت مؤلف ).
فرهنگ فارسی
نام آشی که در کرمان و بعضی ولایات دیگر بنذر در روز عاشورا پزند و هر نوع حبوب در آن ریزند .
