Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : عاس

تلفظ بین المللی : /ˈɑs/ تلفظ :‌ ['As]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • زیست عاسف
  • عاسر
  • عاسف
  • عاسم
  • عاسم اباد
  • عاسی
  • از عاسوان
  • عاسل
  • عاسله
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

عاس . [ عاس س ] (ع ص ، اِ) شبگردنده ٔ گرد شهر. (منتهی الارب ). پاسبان . ج ، عَسَس و عَسیس . (منتهی الارب ) (آنندراج ).

عاس . (اِخ ) بطنی است از آل عمران از آل کثیر.یکی از قبائل حضرموت . (معجم قبائل العرب ج 2 ص 701).

عاس. [ عاس س ] (...

فرهنگ فارسی

شبگرد، گزمه، پاسبان، عسس وعسیس جمع
بطنی است از آل عمران از آل کثیر یکی از قبائل حضر موت .

کلمات مرتبط

  • زیست عاسف
  • عاسر
  • عاسف
  • عاسم
  • عاسم اباد
  • عاسی
  • از عاسوان
  • عاسل
  • عاسله
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات