کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معانی کلمه : عاذ
تلفظ بین المللی :
/ˈɑz/
تلفظ :
['Az]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
عاذل
عاذب
عاذر
عاذریه
عاذف
عاذور
عاذوراء
فنحاص بن عاذورا
ذات عاده مستقره
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
عاذ. [ ذِن ْ ] ( ع ص ) مکان عاذ؛ یعنی مکانی که دور از آب است. ( منتهی الارب ).
فرهنگ فارسی
مکان عاذ یعنی مکانی که دور از آب است
کلمات مرتبط
عاذل
عاذب
عاذر
عاذریه
عاذف
عاذور
عاذوراء
فنحاص بن عاذورا
ذات عاده مستقره
نظرات