معانی کلمه : عاجی
لغت نامه دهخدا
عاجی. ( ص نسبی ) چیزی که از عاج ساخته شده باشد. ( آنندراج ). چیزها که از عاج سازند. رجوع به عاج شود.
فرهنگ فارسی
مربوط به عاج
( صفت ) آن چه که از عاج ساخته شده عاجین .
مترادف و متضاد
ivory (صفت)
عاجی
made of ivory (صفت)
عاجی
فرهنگستان زبان و ادب
{dentinal} [پزشکی-دندان پزشکی] مربوط به عاج
