Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : عابث

تلفظ بین المللی : /ˈɑbes/ تلفظ :‌ ['Abes]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسی
  • امین عابد احمد
  • امام زین العابدین
  • امامزاده زین العابدین
  • امامزاده سلطان محمد عابد
  • زین العابدین
  • سرعت عابر پیاده
  • عاب
  • عابد
  • عابد الاوثان
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

عابث. [ ب ِ ] ( ع ص ) بازی کننده. ( آنندراج ) ( غیاث اللغات ) :
آدمی داند که خانه حادث است
عنکبوتی نی که در وی عابث است.
مولوی.
روی به دفع حوادث و تدارک خطوب روزگار عابث آریم. ( جهانگشای جوینی ).

فرهنگ عمید

عبث، بیهوده.

فرهنگ معین

(بِ ) [ ع . ] ۱ - (اِفا. ) بازی کننده . ۲ - (ص . ) بیهوده .

فرهنگ فارسی

۱ - بازی کننده . ۲ - بیهوده .

کلمات مرتبط

  • امین عابد احمد
  • امام زین العابدین
  • امامزاده زین العابدین
  • امامزاده سلطان محمد عابد
  • زین العابدین
  • سرعت عابر پیاده
  • عاب
  • عابد
  • عابد الاوثان
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات