معانی کلمه : ظلیل
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
آنچه سایۀ دائم داشته باشد، سایه دار.
فرهنگ معین
(ظَ ) [ ع . ] (ص . ) جای سایه دار.
فرهنگ فارسی
سایه دار، آنچه که سایه دائم داشته باشد، ظل ظلیل: سایه دائم(بطریق مبالغه گفته می شود )
( صفت ) سایهدار آنچه سایه دایم داشته باشد . یا ظل ظلومی . ( بطریق مبالغه گفته می شود ) سایه دایم سایه تام و کامل . یا مکان ظلیل . جای با سایه ( پیوسته سایه ) .
( صفت ) سایهدار آنچه سایه دایم داشته باشد . یا ظل ظلومی . ( بطریق مبالغه گفته می شود ) سایه دایم سایه تام و کامل . یا مکان ظلیل . جای با سایه ( پیوسته سایه ) .
